تبليغاتX
چرا این کارو با من کردی مثلا عشقت بودم .

چرا این کارو با من کردی مثلا عشقت بودم .

چطوری دلت اومد اینطوری آزارم بدی...

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  

چه قدر سخته تو چشمای کسی که تمام عشقت رو ازت دزدید
و به جاش یه زخم همیشگی رو به قلبت هدیه داد زل بزنی و
به جای اینکه لبریز کینه و نفرت شی‌ ، حس کنی هنوزم دوسش داری
چه قدر سخته دلت بخواد سرت رو باز به دیواری تکیه بدی که یه بار زیر آوار غرورش
همه وجودت له شده ….
چه قدر سخته تو خیالت ساعتها باهاش حرف بزنی
اما وقتی دیدیش هیچ چیزی جز سلام نتونی بگی….
چه قدر سخته وقتی
پشتت بهشه دونه های اشک گونه هاتو خیس کنه اما مجبور باشی بخندی
تا نفهمه هنوزم دوسش داری …….
چه قدر سخته گل آرزوهاتو تو باغ دیگری ببینی
و هزار بار تو خودت بشکنی و اون وقت آروم زیر لب

بگی : گل من باغچه نو مبارک

سلام گل من بازم دلم گرفته با این همه که آزارم دادی خووردم کردی شکوندیم بازم دلم هواتو کرده بازم میخوام ببینمت ...ولی میدونی دیگه ارزشی نداره تودیگه چند بار میخوای منو بشکونی به نظر خودت دیگه چیزی واسه از دست دادن دارم نه خودت بگو خداییش دارم من فقط خانوادمو داشتم اونارم ازم گرفتی ناصر ویرانم کردی تمام زندگیمو ازم گرفتی به خاطره تو برای سومین بار وآخرین بار همه چیزمو ازم گرفتی چرا ویرانم کردی چرا آخه گناه من چی بود..

میدونی منم عینه بقیه میدونستم لکنت داری منم عینه بقیه میدیدم که پاهات پرانتزیه تازه به قول مامانت تو اعصابتم خرابه میدونی گلم همیشه فکر میکردم دروغه تو بهترینی ولی با تمام بلاهایی که سرم آوردی دیدم که واقعا یه چیزیت هست...میدونی وقتی که عکسا رو دادی به بابام همه بهم میگفتن ای یارو روانیه راستی چرا چرا این کارو کردی میدونی برام اثبات شد که هیچ وقت دوسم نداشتی...شاید یه نفر دیگه رو دوست داشتی من چرا بیخودی اصرار میکردم راستی چرا دیگه دروغ گفتی که منو با یه نفر دیگه دیدی تو که میدونی من جز تو کسی رو دوست نداشتم تازه خودتم میدونی که کاملا دروغ محضه ولش کن عیبی نداره منم خدایی دارم...میدونی با این حال که خودم با گوش خودم شنیدم که خیلی دروغ پشت سرم بستی ولی باور نکردم تا اینکه یه بار دیگه تلفنی موقعی که گوشی رو پخش بود موقعی که بابام اینا همه بودن تو خودت باز اعتراف کردی که گفتی ...امورزو هیچ وقت یادم نمیره میخوام یه اعتراف بکنم یه اعترافه بزرگ خیلی بزرگ

خدا اشتباه کردم خداجونم  منو ببخش منو ببخش...

قول میدم جز تو دیگه کسی رو عینه ناصر دوست نداشته باشم...

و به زندگیه آیندم دل ببندم نه به یه پسره دیگه...

می خواهم برایت بنویسم. اما مانده ام که از چه چیز و از چه کسی بنویسم؟
 
از تو که بی رحمانه مرا تنها گذاشتی یا از خودم که چون تک درختی در کویر خشک،
مجبور به زیستن هستم.
 
از تو بنویسم که قلبت از سنگ بود یا از خودم که شیشه ای بی حفاظ بودم؟
از چه بنویسم؟
 
از دلم که شکستی، یا از نگاه غریبه ات که با نگاهم آشنا شد؟
 
ابتدا رام شد، آشنا شد و سپس رشته مهر گسست و رفت و ناپیدا شد.
 
از چه بنویسم؟
از قلبی که مرا نخواست یا قبلی که تو را خواست؟
 
شاید هم اگر در دادگاه عشق محاکمه بشویم،
دادستان تو را مقصر نداند و بر زود باوری قلب من که تو را بی ریا و مهربان انگاشت اتهام بزند.
 
شاید از اینکه زود دل بسته شدم و از همه ی وابستگی ها بریدم تا تو را داشته باشم
به نوعی گناهکاری شناخته شدم.
 
نه!نه! شاید هم گناه را به گردن چشمان تو بگذارند که هیچ وقت مرا ندید،
یا ندیده گرفت چون از انتخابش پشیمان شده بود. عشقم را حلال کردم تا جان تو را آزاد کنم.
 
که شاید دوری موجب دوستی بیشترمان بشود و تو معنای ((دوست داشتن))را درک کنی…
امّا هیهات…. که تو آن را در قلبت حس نکردی و معنایش را ندانستی…
از من بریدی و از این آشیان پریدی…

+نوشته شده در پنجشنبه 31 اردیبهشت1388ساعت15:43توسط دیگه نمیخوامت | |

  

سلام به همه ازین به بعد میخوام گذشتمو بنویسم بنویسم که چه بلاهایی سرم اومده بنویسم که چه طوری داغونم کرد بعدشم گذاشت رفت اونی که میگفت دوسم داره اونی که میگفت من همه زندگیشم  اونی که میگفت بدون من زندگی براش محاله ...

نه تنها گذاشت رفت بلکه داغونم کرد و رفت من تا آخر عمرم باید بخاطرش حرف بشنوم ولی من دوسش داشتم خدا میدونه که دوسش داشتم خودشم میدونست ولی چرا آزارم داد چرا شکوندم...ولی میدونی گلم منم خدایی دارم هیچ وقت یادت نره...

+نوشته شده در پنجشنبه 31 اردیبهشت1388ساعت14:10توسط دیگه نمیخوامت | |

  

کاش همانطور که از شکستن تکه ای شیشه بر میگردی و نگاهش میکنی.

وقتی دل مرا چندین بار شکاندی 1بار بر میگشتی.فقط نیم نگاهی میکردی.

+نوشته شده در پنجشنبه 31 اردیبهشت1388ساعت9:34توسط دیگه نمیخوامت | |